|
روزی سلطانی به اطرافیانش گفت: چه کسی میتواند این گوسفند را ببرد و یکسال دیگر بیاورد بدون آنکه ذرهای چاق یا لاغر شده باشد. اطرافیان همه با تعجب گفتند مگر میشود اگر به آن غذا بدهیم چاق میشود و اگر ندهیم لاغر میشود. در این میان یک نفر قبول کرد. بعد از یکسال او با گوسفند بازگشت در حالی که باعث حیرت همگان شد چون گوسفند نه ذرهای چاق و نه ذرهای لاغر شده بود. از او پرسیدند: چه کردی؟ گفت: هیچ من هر چه گوسفند غذا میخواست به او میدادم اما در آخر روز گرگی را از جلوی او عبور میدادم و او هرچه خورده بود از گوشت تنش آب میشد. خداوند نیز با بندههایی که دوستشان دارد چنین میکند بعد از مدتی بر آنها بیماری و غصه و بلا نازل میکند تا آنچه از حرام بر تن آنها روییده آب شود چنین میشود که همان طور که آمده بودند بازمیگردند. این مثال شبیه یاد مرگ برای بندگان خوب خداست. اگر بندگان خوب خدا همیشه به یاد مرگ باشند نیازی به این بلاها نیست. حاجآقا دولابی
|
About![]()
Home
|