تبليغاتX
رها

رها

پرواز در اوج

شازده کوچولو تویه صحرا یه روباه کوچولوی زیبا می‌بیند...

شازده کوچولو: بیا با من بازی کن. نمی‌دانی چقدر دلم گرفته ...

روباه: نمی‌توانم بات بازی کنم. هنوز اهلیم نکرده‌اند آخر.

شازده‌ کوچولو: اهلی کردن یعنی چه؟

روباه: چیزی است که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه کردن است.

شازده کوچولو:‌ ایجاد علاقه کردن؟

روباه: معلوم است. تو الان واسه من یک پسربچه‌ای مثل صدهزار پسر بچه‌ی دیگر. نه من هیچ احتیاجی

 به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم برای تو یک روباه هم مثل صدهزار روباه دیگر. اما اگر منو

اهلی کردی هر دوتامان به هم احتیاج پیدا می‌کنیم. تو برای من میان همه‌ی عالم موجود یگانه‌یی

می‌شوی و من برای تو.

...

روباه: اگر دلت می خواهد منو اهلی کن!

شازده‌کوچولو: دلم که خیلی می‌خواهد ، اما وقت چندانی ندارم. باید بروم دوستانی پیدا کنم و از کلی

 چیزها سر درآرم.

روباه: آدم فقط از چیزهایی که اهلی می‌کند می‌تواند سر درآرد. آدم‌ها دیگر برای سر درآوردن از چیزها

وقت ندارند. همه‌چیز را همین‌جور حاضر آماده از دکان‌ها می خرند. اما چون دکانی نیست که دوست

معامله کند آدم‌ها مانده‌اند بی‌دوست... تو اگر دوست می‌خواهی خب منو اهلی کن!

شازده کوچولو: راهش چیست؟‌

روباه: باید خیلی صبور باشی ، اولش یک خرده دورتر از من می‌گیری این جوری میان علف‌ها

می نشینی. من زیرچشمی نگاهت می‌کنم و تو لام تا کام هیچی نمی‌گویی،‌چون سرچشمه‌ی همه‌ی

سوء تفاهم‌ها زیر سر زبان است. عوضش می‌توانی هر روز یک خرده نزدیک‌تر بنشینی.

فردای آن روز دوباره شازده کوچولو آمد پیش روباه.

روباه گفت: کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی. اگر مثلاً سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از

ساعت سه تو دلم قند آب می‌شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیش‌تر احساس شادی و خوشبختی

می کنم. ساعت چهار که شد دلم بنا می‌کند شور زدن و نگران شدن. آن وقت است که قدر خوشبختی

 را می‌فهمم! اما اگر تو وقت و بی‌وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده

 کنم؟... هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.

شازده کوچولو: رسم و رسوم یعنی چه؟

روباه: این هم از آن چیزهایی است که پاک از خاطرها رفته. این همان چیزی است که باعث می‌شود

فلان روز با باقی روزها و فلان ساعت با باقی ساعت‌ها فرق کند. ...

 

+نوشته شده در جمعه 1388/06/13ساعت7 PMتوسط (پرواز) | |