|
اگر عالم همه پر خار باشد دل عاشق همه گلزار باشد وگر بیکار گردد چرخ گردون جهان عاشقان بر کار باشد همه غمگین شوند و جان عاشق لطیف و خرم و عیار باشد
در هنگام تولد به نظر می رسد که ما به یک اتاق وارد میشویم و انگار تا هنگام مرگ در همان اتاق باقی میمانیم. گهگاه سعی میکنیم با کوبیدن به سایر درها به بقیه اتاقها هم برسیم، ولی موفق نمیشویم. برای گشودن در به سوی هشیاری متعالی، بایستی آنرا به درون خویش بگشاییم. هنگامی که متوجه میشوید مجبور نیستید در یک اتاق هشیاری محبوس باقی بمانید، جهت دید خود را تغییر میدهید و این، لحظه تصمیمگیری برای رها شدن است. آزادی توان ترک تنها اتاق هشیاری، هنگام تولد ماست. در آن اتاق شما محدودیتهای زندگی خود را میآموزید. در بیرون آن اتاق شما میآموزید که زندگی شما امکانات نامحدودی دارد. اگر بتوانید بدون نابودی عزت نفس از ارزش خود حمایت کنید، آزادید. آرتور شوپنهاور: هر کس محدودیتهای دید خودش را به جای محدودیتهای جهان میگیرد. فلوریندا: آزادی به بهای ماسکی که دارید تمام میشود. ژانیس ژوپلین: آزادی، تنها کلمه دیگری برای این است که من چیزی برای از دست دادن ندارم.
|
About![]()
Home
|